X
تبلیغات
عملیات روانی
عملیات روانی
فرهنگی سیاسی اجتماعی
منوی اصلی
مطالب پیشین
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
ارسال شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ساعت 20:33 توسط گمنام
دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

دهه فجر مبارک باد

دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه کرد. در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید کلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه کند که یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد.


ارسال شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ساعت 20:28 توسط گمنام

هر چه جلوتر میرویم فرقه های صوفیه به تاریخ انقضای خود نزدیک تر میشوند.

مهمترین دلایل این مساله را میتوان در شیوه ی مدیریت اینگونه فرقه ها خصوصا در مساله تعطیل کردن عقل و انجام بدون چون و چرای اندیشه های اقطاب صوفیه دانست.

با عمده ی طرفداران فرقه های صوفیه که مواجه میشوی به راحتی میتوان فهمید که پشت اکثر تعصب های فرقه ای هیچ گونه منطق و استدلالی نیست و به قول معروف بیشتر حال و صفای زودگذری است که در مدل سازی های جمعی فرقه ای شخص به آن گرفتار شده است.

برای نمونه نگاهی به سخنان مصطفی مصطفی آزمایش سخنگوی برکنار شده ی دراویش گنابادی و شبکه ی ماهواره ای وی نشان میدهد تمام استدلال ها و اندیشه های به ظاهر زیبای وی فقط برای یکهفته کافی بود و پس از آن وی با مشکل محتوا مواجه شد و امروزی بیشتر به یک لمپن سیاسی تبدیل شده است تا یک تئوریسین صوفی.

در مبانی اندیشه های شیعی عقل در کنار وحی به تکامل می رسد و با هم انسان را به ملا اعلی می رساند.تعطیلی عقل و حتی ساختن ترفندهایی مانند اجازه ی صحبت برای کنترل درویشان نشان از نوعی دیکتاتوری فرهنگی دارد که امروز درویشان زیادی را دچار شک و تردید برای ادامه ی مسیر کرده است.

به هر حال روز به روز از رونق مجالس این فرقه ها کاسته می شود و به مرور زمان در موزه ها میتوان اثری از این فرقه ها را یافت.


نورعلی تابنده قطب فعلی فرقه صوفیه گنابادیه بعد از آنکه حیات امام زمان علیه السلام، عصمت امامان معصوم علیهم السلام و اصول دین را زیر سوال برد؛ چندی پیش در جلسه سخنرانی خود که در دولتسرای تهران برگزار شده بود به مقام حضرت زهرا علیها السلام توهین کرد.
وی در جمع مریدان خود نسبت به عملکرد مسئولین در قبال واژه شهید انتقاد کرد و گفت: متاسفانه کسانی که باید خودشان حیثیت و اهمیت مصداق واژه شهید را حفظ کنند، این کار را نمی کنند و به هر نفری که به هر نحوی کشته می شود شهید می گویند و لغت شهید را کم ارزش می کنند.

وی در ادامه سخنان موهنش درباره ساحت حضرت زهرا علیها السلام عنوان داشت: یکی از دوستان سابق من که مرد مسلمان و خیلی معتقدی است به من تلفن زد و از من پرسید تقویم امسال را دیدی؟ گفتم بله گفت دیدی نوشته شهادت حضرت زهرا، خب با این حرف اجر شهید کم می شود.

نورعلی تابنده بعد از آنکه به مقام حضرت زهرا علیها السلام  توهین کرد بیان کرد:

شهادت مقام بالایی است و شامل حضرت زهرا نمی شود و با گفتن شهادت حضرت زهرا مقام شهید را بی ارزش می کنید حضرت زهرا علیها السلام رحلت کرده است. نورعلی تابنده قطب فعلی صوفیه گنابادیه ادعا کرد بیعت با ما همان ادامه بیعت با خداوند است.

اظهارات تابنده در حالی صورت می گیرد که در تقویم دراویش گنابادی، فوت دو تن از قطب های این فرقه (مشتاق علیشاه و سلطان علیشاه) با عنوان شهادت درج شده است.


ارسال شده در جمعه چهارم بهمن 1392 ساعت 22:38 توسط گمنام

عشریه

یکی از اعتقادات جدی این فرقه ، پرداخت عشریه به قطب به جای خمس و زکات است بدین ترتیب که هر صوفی باید یک دهم درآمد خود را به قطب یا نمایند? قطب بپردازد.

ملا سلطان میگوید:

یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود؛ مغنی از زکات زکوی و از خمس خواهد بود.

(نابغه علم و عرفان، ص203-204)

البته برخی توجیه کرده اند که این عشریه علاوه بر خمس و زکات است که این توجیه واقعیت ندارد.

سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات سعی نموده این مسأله را توجیه کند؛ درحالیکه جمله ملاسلطان نشانگر این واقعیت است که اینها عشریه را مکفی از خمس و زکات می دانند.

تجسم صورت مرشد در عبادت

ملاسلطان گنابادی برای تئوریزه کردن این انحراف در سعادت نامه می گوید: اگر صورت مرشد ظاهری را خیال در نظر نداشته باشد، صورت هواهای نفسانی که بت تراشی نفس اند هیچ وقت از نظر او نرود.

(سعادت نامه، ص10-12)

ملاعلی گنابادی در صالحیه می گوید: مقلد ناچار است که در وقت عمل، مطاع (مرشد) رادر نظر آورد.

(صالحیه، چاپ دوم، ص334) و (همان، در چاپ حقیقت، ص598)

البته این انحراف در سایر فرقه های صوفیه نیز هست .

میرزا زین العابدین شیروانی مست علیشاه که از سرسلسله های گنابادی است، می گوید: در این حال باید که سالک در مجامع و افعال و احوال و اقوال از مراقبت صورت مرشد غافل نشود. در هنگام ذکر و ورد و طاعت و خدمت، از وجه شیخ خود زایل نگردد.

(ریاض السیاحة،ص371)

 البته سلطان حسین تابنده که گویا آثار جدّ خویش را مطالعه نکرده، در رسال? رفع شبهات در پاسخ به این اشکال می گوید:

بنابراین، واضح است که در نظر گرفتن صورت در هنگام عبادت به اختیار کفر است. پس همانطور که توضیح داده شد، منظور از اهل عرفان تمثّل است و تمثیل نیست. و این مشاهدات هم بی اختیار صورت می گیرد و به هیچ عنوان شرک نیست.


آیت الله سید احمد نجفی نقل می نمایند : در نجف مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی که پدر زن اینجانب بود بعضی از مسایلی را که می خواست برای امام رخ بدهد. از قبل می دانست و به من هم می گفت. من به ایشان عرض کردم شما از کجا این مسایل را می دانید؟ ایشان قضیه ای را نقل کردند که: ghazi2

ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی قاضی که استاد اخلاق بزرگانی مانند آقای بهجت، مرحوم آقای قوچانی، مرحوم آقای میلانی و... بودند حاضر بودیم. هر روز به محضر ایشان می رفتیم و استفاده می کردیم. یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می شدند خبر دادند که آقای حاج آقا روح الله خمینی (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده اند و می خواهند با شما ملاقات کنند.

ما که سمت شاگردی امام را داشتیم خوشحال شدیم که در این ملاقات استاد ما (حضرت امام) در حوزه قم معرفی می شود. چون اگر شخصی مثل مرحوم قاضی ایشان را می پسندید برای ما خیلی مهم بود. روزی معین شد و امام تشریف آوردند ما هم در کتابخانه آقای قاضی نشسته بودیم وقتی امام به آقای قاضی وارد شدند به ایشان سلام کردند . روش مرحوم آقای قاضی این بود که هر کس به ایشان وارد می شد جلوی او هر کس که بود بلند می شد و به بعضی هم جای مخصوصی را تعارف می کرد که بنشینند ولی وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست.


ارسال شده در جمعه بیست و هفتم دی 1392 ساعت 22:9 توسط گمنام

ترور پیامبر اسلام (ص)به دست یهود!

پیامبر(ص)فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.

(بحار الانوار-جلد 45 ص 1)

مطابق روایات معتبر،رسول گرامی اسلام(ص)،با شهادت از دنیا رفته اند.برخی شهادت حضرت(ص) را در اثر سمی دانسته اند که زنی یهودی در عملیات خیبر ، در گوشت گوسفند کرده و به ایشان خورانده بود. اما  اشکال بزرگی که بر این نظر وارد است، فاصله چهار ساله بین عملیات خیبر تا شهادت حضرت رسول(ص)می باشد ،آیا اثر کردن این زهر چها سال طول کشیده است؟ و لذا نمی توان پذیرفت که این سم مربوط به خیبر باشد.شاید در تاریخ دست برده و کلمه ی «خیبر» را بدان افزوده باشند تا خطی را در کوره راه های تاریخ گم کنند.

شهادت رسول الله(ص)در برهه ای حساس و مهمی رخ داده است.درست در زمانی که پیامبر(ص)،سپاه اُسامه را بسیج کرده اند تا به سوی موته پیش رود و شکست پیشین مسلمین در این منطقه را جبران کند،به یکباره و بدون هیچ سابقه قبلی ،حال پیامبر(ص) دگرگون می شود ،اگر اُسامه در این نبرد پیروز می شد، سد مستحکم یهود به سوی قدس فرو می ریخت و از سوی دیگر با شکست یهود،نفاق نیز در مدینه شکست می خورد و یهود آخرین پایگاه امید خویش را هم از دست می داد،بنابراین یهود باید برای جلوگیری از فتح قدس به دست پیامبر(ص)دست به کار شود.اگر پیامبر(ص) تنها یک ماه دیگر زنده بماند و این سپاه به جنبش در آید،مرگ یهود قطعی است.اینجاست که منافقان مدینه ،برای حفظ حیات خویش و یهود،پیامبر را زهر می نوشانند.

منابع:

کتاب تبار انحراف به قلم حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب

 تفسیر عیاشی،جلد1،ص200

تهذیب الاحکام،جلد6،ص2

السیره النبویه،جلد2،ص337


میلاد فرخنده فخر زمین و آسمان ، خاتم پیامبران ، رحمت عالمیان ، حبیب خدای منان ، شفیع پیروان ، گزیده فرستادگان ، علت خلقت جهان ،

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله  ؛

و

امام مسلمین ، کشتی نجات ره جویان ، عالم اولین  و آخرین ، صادق صدیقین ، خورشید طالبین ، شفیع مؤمنین ، گزیده رب العالمین ، پیشوای نیکو کاران ،

حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه السلام

و

 هفته وحدت امت اسلامی بر مسلمین جهان  مبارک و فرخنده و خجسته باد.


یک رسانه عراقی تصویری را پخش کرده است که نشان می دهد وهابیون حاکم بر عربستان برای نشان دادن عمق کینه خود از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، اسامی دشمنان آخرین فرستاده خداوند و اهل بیت پاک و مطهرش را بر مدارس، خیابانها و ... گذاشته اند. مانند مدرسه یزید بن معاویه قاتل امام حسین(ع) سلاله پاک رسول الله و فرزندان و یاران باوفایش، مدرسه ابولهب که دشمنی اش با پیامبر(ص) و اسلام به حدی بود که خداوند سوره ای در قرآن کریم در لعن و نفرین بر ابولهب نازل کرده است و خیابان ابرهه حبشی همان کسی که می خواست کعبه مشرفه را در سالی که به عام الفیل معروف شد، ویران کند که خداوند، او و لشگرش را به عذاب دردناک گرفتار کرد.


ارسال شده در دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 15:42 توسط گمنام

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید -
اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید
گوییا زینب محزون ز سفر می آید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام خبر می آید
صامت بروجردی
درباره مراسم اربعین، آنچه که در فرهنگ دینی ما وارد شده، بزرگداشت چهلمین روز شهادت حضرت سید الشهداء (ع) است که مصادف با بیستم ماه صفر می باشد. امام حسن عسکری (ع) در حدیثی علامت های «مؤمن» را پنج چیز شمرده است: نماز پنجاه و یک رکعت، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و «بسم الله» را در نماز، بلند گفتن.همچنین مورخان نوشته اند که جابر بن عبدالله انصاری، همراه عطیه عوفی موفق شدند که در همان اولین اربعین، پس از قیام عاشورا به زیارت امام حسین (ع) نائل آیند.
سید بن طاوس نقل می کند: هنگامى که زنان و فرزندان امام حسین (ع) از شام برگشتند و به عراق رسیدند به راهنما گفتند: ما را از راه کربلا ببر. وقتى به جایگاه شهادت امام حسین (ع) و یارانشان رسیدند، جابر بن عبد اللَّه انصارى را با گروهى از بنى هاشم و مردى از آل رسول اللَّه دیدند که براى زیارت امام حسین (ع) وارد شده بودند. همه در یک وقت وارد شدند و با یک دیگر شروع به گریه و حزن کردند و به سر و صورت زدند. مجلس عزایی به پا کردند که فوق العاده دلخراش و جگر سوز بود. زنان آن دیار نیز به ایشان پیوستند و عموماً چند روزى عزادارى کردند.


از بیانات مرحوم آیت الله بهجت (قدس سره)Bahjat-2

همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آن ها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

زمانی مرحوم شیخ ابراهیم حایری در مسجد کوفه معتکف بود، حضرت غایب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف را در خواب دید،

حضرت به او فرمود: این ها که در این جا معتکفند، از خوبان و صلحا هستند، ولی هر کدام حاجتی دارد: مال، عیال، خانه، قضای دین، رفع کسالت و مرض و ... ولی هیچ کس به فکر من نیست و برای ظهور و فرج من به طور جدی دعا نمی کند!

گویا حضرت علیه السلام از ما می خواهد که اعتکاف و توسل و دعایمان برای خصوص فرج و ظهور آن حضرت واقع شود، ولی ما به او خطاب می کنیم که: «عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن.» و یا این که می گوییم: «ای یوسف زهرا، بیا.» غافل از این که او هم از خدا می خواهد که بیاید. مگر آمدن او به دست اوست که از او می خواهیم از زندان بیرون بیاید؟! بلکه همه باید از خدا بخواهیم تا اذن دهد او ظهور نماید. خود او هم منتظر امر خدا و الهامات خدا است، تا ظهور کند و خود را معرفی کند، و از غریبی و درماندگی نجات یابد؛ زیرا گرفتاری او، گرفتاری همه بشر، و نجات و فرج او، نجات همه و فرج برای همه است.

آری، او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

هر دقیقه ای که می گذرد جایگزین و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و دیگر برنمی گردد. ای کاش اگر خانه و درِ خانه را نمی دانیم، کوچه را می دانستیم!

حاج محمدعلی فشندی رحمة اللّه علیه هنگام تشرّف به محضر حضرت صاحب عجل اللّه تعالی فرجه الشریف عرض می کند: مردم دعای توسل می خوانند و در انتظار شما هستند و شما را می خواهند، و دوستان شما ناراحتند.

حضرت می فرماید: «دوستان ما ناراحت نیستند!»

ای کاش می نشستیم و درباره این که حضرت غایب علیه السلام چه وقت ظهور می کند، باهم گفت و گو می کردیم، تا حداقل از منتظرین فرج باشیم. اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود. چرا ما حداقل مانند نصاری که در مواقع تحیر با انجیل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار نمی کنیم؟!

 

در فکر آن باشیم که با حضرت غایب علیه السلام رابطه داشته باشیم

یکی از امور مهم بلکه از اهم امور این است که بدانیم چه کار کنیم تا مثل کسانی از علما و متشرعه و صلحای تابع علما باشیم که فرج شخصی و ارتباط خاص با حضرت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف داشته اند، و محتاج نبوده اند که در امور خودشان یا غیر خودشان فی الجمله عدل عمومی را خواستار باشند. از قبیل نواب اربعه و علمای معاصر آن ها که مقامات و کراماتی داشته اند که ما نداریم، به طوری که نمی توانیم بگوییم مثل آن ها هستیم. باید مجالسی تشکیل دهیم و با رفقا و اصدقا بنشینیم و مذاکره کنیم که به چه راهی می شود به آن حضرت رسید و با آن حضرت رابطه داشت؛ زیرا بلاکلام هر فیضی به ما می رسد - چه خصوصی و چه عمومی و چه داخلی و یا خارجی، و چه جسمانی و چه روحانی - فقط از ناحیه همان یک فیض است و توجه به همه ائمه علیهم السلام هم به او راجع می شود؛ لذا شخصی به حضرت رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله توسل نمود و حضرت رسول صلی اللّه علیه وآله او را به فلان امام و فلان امام و در آخر به امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف حواله داد.

 

منبع:

1- پایگاه حوزه به نقل از هفته نامه افق حوزه (به صاحب امتیازی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم): ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال آیت الله بهجت (قدس سره)

2- سایت آیت الله بهجت (ره)